|
صحبتی با دل خودم
زندگی همیشه زیباست ، پ.ن: اگر غم لشکر انگیزد که خون عاشقان ریزد ، من و هانی به هم سازیم و خار مادرشو ...
اگـر گوسفنـدی که هـرگز او را ندیده اید در جایـی از ایـن دنیـا گـل سـرخـی را بـخورد
خیلی وقتا هس که دوس داری به یکی محبت کنی ، به یکی توجه کنی ، یا حتی به یکی کمک کنی
بـیـا
دستت را به من بده دســتــم را بــگـیــر پ.ن : ...
دیروز چه آتیش ها که نسوزوندم و چه مکان هایی که به فاک ندادم ... پ.ن : الان دلم میخواد این هوای ابری رو بغل کنم و براش شعر بخونم ، بعدشم بهش پیشنهاد بیشرمانه بدم
یعنی وسط چله تابستون هم اگه من ماشینمو ببرم کارواش بعدش بارون میگیره ، یا ایَها الَذینَ المُومِنون ، آی وانا اُنزُل شُرشُرونَ البارون فِی میدّل آف سامِرون ما هم الکی نمیریم کارواش که الان بشینیم هی دندون قروچه بریم و به چار تا تیکه ابر بد و بیراه بگیم پ.ن شخصی : امان از خنده هايی که وسطش بغض می کنی
با یک گل سرخ و یک اخترک و یک آسمان پر ستاره پ.ن : از خواب پریدم ، حسابی گریه کردم ، دوباره خوابیدم ... همچین آدمیم
|
WelcomE![]()
یـه چـراغ جـادوی دیـووونـه
SoO بانو
حیات وحش ایران |