![]() |
![]() |
|
| only GOD will JUDGE me |
چه جالب
اصلا هم جالب نیست ... آدم کلی کار داشته باشه به جاش مثه **خولا بشیه پشته pc کار بد بکنه ... حالا فکر بد نکنین کار بد منظورم porn نبود آقا خدا رو شکر ما گرگ بارون دیده ایم وگرنه بد جور دچار پوچی میشدم بگذریم ... اگه یه شب یه چاقوی چند کاره جلوتون بود مثل این :
به هیچ وجه ( تاکید میکنم به هیچ وجه ) همه قسمت هاشو باز نکنین , چون ممکنه همون لحظه ۲ تا آدم *س میخ کنارتون باشن و گیر بدن که این قسمتش ماله چیه :
خوب من از کجا بدونم این سیخ سوراخ دار ماله چیه !!! شما هم گیر دادیناااا لابد یه مدل شیاف سفر یه این حسین ایزدی فقط اینا رو میشناسه ... بقیه چی ؟! فقط واسه mail چک کردن بیام نت ... نظرتون چیه ؟ فکر نکنم بشه , پاک معتاد شدیم , باید چند ماه ببندنم , ترکم بدن اینم ۲ تا محقق عزیز امشب ما ( اینا به سیخ های سوراخ دار خیلی علاقه دارن مواظب باشین )
مهدی
فعلا ما بریم لالا ( راستی اگه فهمیدین این سیخ سوراخ دار بالا به چه درد میخوره به ما هم بگین ) پند اخلاقیه امشب : سیخ سوراخ دار هم خوبه هم بد , دلایلشو حال ندارم بنویسم خودتون برین دنبالش پیدا کنین ...
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1384ساعت 1:25 توسط ALADDIN جون |
|
|
آیا میدانستید ؟؟
* كوكا كولا در اصل سبزرنگ است * عموميترين نام در جهان محمد است * مقاومترين ماهيچه در بدن ، زبان است * پلک زدن زنان ، تقريباً دوبرابر مردان است * شما نميتوانيد با حبس نفستان ، خودكشي كنيد * محال است كه بتوانید آرنجتان را بليسيد * خوكها به لحاظ فيزيك بدني ، قادر به ديدن آسمان نيستند * وقتي عطسه ميكنيد قلب شما به اندازه يك ميليونيم ثانيه ميايستد * اگر عطسه خود را حبس كنيد ، ممكن است يك رگ خوني در سر و يا گردن شما پاره شود و بميريد * هر خال "شاه" در بازي ورق ، نشانه يكي از پادشاهان بزرگ تاريخ است : شاه پيك : شاه ديويد شاه گشنيز : اسكندر كبير شاه دل : شارلماني , امپراتور بزرگ فرانسه شاه خشت : ژوليوس سزار * اگر در پاركي ، پيكره شخصي بر روي اسبي قرار داشته باشد كه هر دو پاي جلويي آن اسب به هوا بلند شده باشد ، نشانه آن است كه آن شخص در جنگ كشته شده است...اگر يك پاي اسب به هوا بلند شده باشد ، نشانه آن است كه آن فرد در جنگ زخمي شده است...اگر هر چهار دست و پاي اسب بر روي زمين باشد ، نشانه آن است كه آن شخص به مرگ طبيعي مرده است * جليقه ضد گلوله ، ضد آتش ، برفپاككنهاي شيشه جلوي اتومبيل و چاپگرهاي ليزري توسط زنان اختراع شدند * حلزون ميتواند سه سال بخوابد * كروكوديل نميتواند زبانش را به بيرون دراز كند * تنها غذايي كه فاسد نميشود عسل است * در سال 1987 خطوط هوايي "امريكن ايرلاينز" توانست با حذف يك دانه زيتون از هر سالاد سرو شده در پروازهاي درجه يك خود ، چهل هزاردلار صرفهجويي كند * پروانهها با پاهايشان ميچشند و با زبان خرطوم مانندشان میمکند * تمامي خرسهاي قطبي چپدست هستند * فيلها تنها جانوراني هستند كه قادر به پريدن نيستند * مورچه هميشه بر روي سمت راست بدن خود سقوط ميكند * صندلي الكتريكي توسط يك دندانپزشك اختراع شد * قلب انسان فشاري كافي ايجاد ميكند تا به فاصله 30 فوتي (تقريباً 8 متر) خون را به خارج از بدن پرتاب کند * موشهاي صحرايي چنان سريع تكثير پيدا ميكنند ،كه در عرض هجده ماه دو موش صحرايي قادرند يك ميليون فرزند داشته باشند * استفاده از هدفون در هر ساعت ، باكتريهاي موجود در گوش شما را تا هفتصد برابر افزايش ميدهد * فندك قبل از كبريت اختراع شد * نظير اثرانگشت ، اثر زبان هر شخص نيز متفاوت است
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم اسفند 1384ساعت 21:7 توسط ALADDIN جون |
|
به به ... سلام به همه
به جان خودم اگه مهدی الان اینجا بود میگفت : سلام کردنت مشکوکه , می خوایی یه کاری بکنی !!! ولی همه اینا شایعه ای بیش نیست از اونجایی که من بسیار آدم خوش قولی هستم تا حالم خوب شد اومدم که آپدیت بنوازم اوه اوه ظاهرا شام امشب که با جمع اراذل صرف شد یه کم مشکل داشته ۲۰ دقیقه بعد ... ( بعد از یه کار کوچولو ) ( البته نه زیاد کوچولو ) : آخی بگذریم ... حالا دلایلی که من به کم ظرفیتی خودم پی بردم : این مدت که مریض بودم شده بودم زیبای خفته حالا همون آقای فرشته یه کم ( تاکید میکنم : یه کم ) حالش بهتر شد اولآ طی یک اقدام موهن ۲ تا وبلاگ هک شد دومآ طی یک اقدام نمادین برای اینکه نشون بدم که انرژی هسته ای حق مسلم ماست با دسته اراذل به ماهان کوچ کرده و با گلوی خراب یک عدد قلیون رو فنا کردم ... ( باز هم تاکید میکنم ها : انرژی هسته ای ... ) ولی جواب آمریکای جهان خوار رو باید با قلیون داد .. اونم قلیون نعنایی ... شما نمی دونین با اینکه دوباره گلو درد شدم چه حالی کردم که دیدم آمریکای شمپت با این کار من تصمیم گرفت به هسته زیاد گیر نده تا ما همچنان با هسته های خود حال کنیم ... سومآ مثل *س خولا همه وبلاگ ها رو به نظرات با ارزش خود آلوده نمودم آقا سرتونو درد نیارم کم ظرفیتی بد دردیه .. من حقمه مریض بیوفتم یه گوشه تا هم ملت از دست ما نفس بکشن , هم آمریکای گیس بریده از موقعیت استفاده کنه و ما رو بی هسته کنه ... ( ۲۴ ساعت بعد ) الان فردا شبه یعنی از نوشته های بالایی یه شب میگذره ... چه حسی دارین وقتی یه ملخ کنارتون هی بالا پایین میپره جونم براتون بگه که آقا مهدی که تو گروه جهانگردان روشنفکر صاحب کرسی هستن خلاصه تصمیم گرفتیم به مناسبت خوب شدن من و تموم شدن امتحانای رضا و سیخ کردن آقا مهدی ... عصری رو بریم آتشکده فرسایی (حالا بگذریم که در ادامه این پروژه یه کم ماهون فرسایی , قلیون فرسایی و شکم فرسایی هم اضافه شد تو آتشکده یه آقای محترم به نام آقای غیبی تمام توضیحات رو از سیر تا پیاز به ما مرحمت فرمودند , منم که عکس میگرفتم , مهدی هم فیلم میگرفت , رضا هم نیقاشو باز کرده بود و هی به ایمان کوچولو ور میرفت ( جریان ایمان رو تو جاده براتون میگم چند تا از عکس ها رو ببینین : (واسه دیدن سایز بزرگ عکسها شیفت رو نگه دارین و روی عکس کلیک کنین) بعدش هم وارد خود آتشکده شدیم و بهمون گفتن باید یه کلاه های سفید رو سرمون بزاریم : به سلامتی تحقیقات هم به پایان رسید ... و ما ۳ تا ( یا بهتر بگم ما ۶ تا ) عازم ماهون شدیم , حالا جریان ۶ تا چیه : تو جاده هفت باغ پس از مذاکرات طولانی به این نتیجه رسیدیم که هر کدوم از ما یه عضو جدا نشدنی هم داریم که خیلی عضو با شخصیتیه و نمیشه به این راحتی ها از کنارش گذشت و باید واسش اسم انتخاب کرد رضا که همون اول اسم هم براش انتخاب کرده بود ( ایمان کوچولو ) مهدی هم که با ( آقا مم جوادش) خوش بود ... ما هم ( حاج علی حسنی ) خلاصه تا ماهون کل کل میکردیم و از شخصیت والای این دوستان داستان ها نقل شد ... ماهون هم طبق معمول اول رفتیم شاه نعمت الله بعدش هم چایی با مخلفات بعد هم کرمان راستی کم کم وقتشه با موجود جدیدی به نام دایی آشنا بشین ولی فعلا من برم لالا
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم اسفند 1384ساعت 1:19 توسط ALADDIN جون |
|
|
و کسی نبود که اونو ببینه و لب به تحسین باز نکنه
یه شب سنگ مرمری که کف پوش اون سالن بود با مجسمه شروع به حرف زدن کرد و گفت :
این منصفانه نیست !
چرا همه پا روی من می ذارن تا تورو تحسین کنن ؟!
مگه یادت نیست؟!
ما هر دومون توی یه معدن بودیم , مگه نه ؟
این عادلانه نیست !
من خیلی شاکیم !
مجسمه لبخندی زد و آروم گفت :
یادته روزی که مجسمه ساز خواست روت کار کنه ,
چقدر سرسختی و مقاومت کردی ؟
سنگ پاسخ داد:
آره ؛ آخه ابزارش به من آسیب میرسوند.
آخه گمون کردم می خواد آزارم بده.
آخه تحمل اون همه دردو رنج رو نداشتم.
و مجسمه با همون آرامش و لبخند ادامه داد که :
ولی من فکر کردم که به طور حتم می خواد ازم چیز بی نظیری بسازه.
به طور حتم بناست به یه شاهکار تبدیل بشم .
به طور حتم در آخر این رنج پاداشی هست.
پس بهش گفتم :
هرچی میخوای ضربه بزن ؛ بتراش و صیقل بده!
و درد کارهاش و لطمه هائی رو که ابزارش به من می زدن رو به جون خریدم.
و هر چی بیشتر می شدن ؛ بیشتر تاب می آوردم تا زیباتر بشم!
پس امروز نمی تونی دیگران رو سرزنش کنی که چرا روی تو پا میذارن و بی توجه عبور می کنن.
آره عزیز دلم! رنج و سختی ها هدایای خالق مهربون هستیه به من و تو .
و یادمون باشه قراره اون قدر خوشگل بشیم که خودمون هم نمی تونیم از الان باور و تصور کنیم.
پس بیا ازین به بعد به هر مسئله و مشکلی سلام کنیم و بگیم: "خوش اومدی"
و از خودمون بپرسیم :
"این بار اون چه موهبت و هدیه ای برامون فرستاده؟"
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 13:20 توسط ALADDIN جون |
|
|
می خوام بترکونم
...
جدی میخوام بترکونم ... از وقتی آخرین آپدیتم اشتباهی پاک شد دچار آنفولانزای وبلاگی شدم بزارین یه کم حالم بهتر بشه بهتون میگم وبلاگ یعنی چی ... اصلا هیچ گونه انتقاد هم نمی پذیریم اوووی مهدی با تو هستم ها ... مگه بهت یاد ندادن: بنی آدم ... وگر نه دارم از درد میمیرم ... ااااااااااااااای نمی دونم چرا این همه سوال یه دفه اومد تو نخود کوچولو ... یکی منو از این برزخ در بیاره چرا همه شبا میخوابن ؟ اصلا کی گفته شب ماله خوابه چرا وقتی آدم ساعت ۳ نصفه شب گشنش میشه .. میره جلو یخچال میشینه شروع میکنه به خوردن یهو والدین آدم مثل جن دیده ها بالا سر آدم سبز میشن و به این نتیجه میرسن که فرزند گرامی باید به یه روانپزشک مراجعه کنه ؟ چرا به پدر پسر شجاع میگفتن: ( پدر پسر شجاع ) ؟ چرا من خوابم نمیبره ؟ چرا من نوشته هامو با ۱۲ ساعت تاخیر آپ میکنم ؟ نمی دونم .. لابد مرض دارم چرا کامبیز حشمتی ساعت ۱۲ شب هم بازه ؟ چرا انرژی هسته ای حق مسلم ماست ؟ لابد هست دیگه چرا همه پسرک ها وبلاگ نویس شدن ؟ چرا ....... به نظرم پیشنهاد رفتن پیش روانپزشک زیاد هم پیشنهاد بدی نبود
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هفتم اسفند 1384ساعت 15:53 توسط ALADDIN جون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| ALADDIN |
|
| ديدني ها |
|
شهر مرموز Modern Talking Lyrics لغت نامه دهخدا تحویل گل در تمام کشور ها ART of AD بهترین عکس های رویترز موضوع انشاء : صبر و پایداری !USA! USA OttO 17 شكلات = عشق آرشیو ديدني ها |
| دوستان |
|
من در twitter ALADDIN photos BANZAN RapGame Shabgard حرفهای یک نفر ایـن نـیـز بگذرد تـنهای دیـوانه وب کوچولـو به سوی تباهی عمو نصير وبلاگ صورتی دختر آریـایی My View آرش جون پاك كن آوا بانو SoO |
|
RSS
|