تبليغاتX
ALADDIN
only GOD will JUDGE me

بر و بکس ... درود

خب خب خب ... تقریباْ همه میدونن که من از این بازی های وبلاگی خوشم نمیاد ،
به خاطر همینم هست که تو وبلاگم تا حالا همچین پستی نذاشتم
ولی خب دیگه وقتی ستاره ام ازم خواسته داستان فرق میکنه

اگه ۳ ماه دیگه از زندگیم باقی مونده باشه ..................؟
به نظرم خیلی کارا هست که باید انجام بدم

میدونین ... این سوال رو از هر کسی بپرسین به فکر فرو میره
چون بیشتر آدما همیشه فکر میکنن هنوز فرصت دارن
بیشتر ما تو روزمرگی گم شدیم ، هر وقت هم دلمون یه تلنگری بهمون میزنه که :
هی تو ، پس من چی ، یه کم هم به من برس ...
بهش میگیم هنوز فرصت هست ، الان کار دارم
همش تو این فکریم که وظایفی رو تو زندگی انجام بدیم که از منظر بقیه
یه آدم موفق باشیم ، ولی وقتی به ته خط میرسیم می بینیم که همه رفتن و
فقط همون دل برامون مونده ، که اون هم اینقدر منتظرش گذاشتیم که پژمرده شده

بگذریم ...

من اگه ۳ ماه از زندگیم مونده باشه دوست دارم همش در سفر باشم
جاهای زیبای این دنیا رو ببینم ...
خیلی جاها هست که همیشه دوست داشتم از نزدیک ببینمشون

دوست دارم تو رستوران Le Meurice پاریس بشینم و همینجوری که واینم رو مزه مزه میکنم
چف رو صدا بزنم و یواش دم گوشش بگم : هی یو ، چون من ۳ ماه دیگه بیشتر زنده نیستم میخوام
راز خوشمزه ترین املت دنیا رو بهت یاد بدم ، بعدش اسرار املت مخصوصم رو بهش بگم 

دوست دارم برم هند و یواشکی دم گاو های مقدسشون رو بکشم 

دوست دارم برم اسپانیا و وسط مراسم رقص اسپانیش یهو برم وسط و بابا کرم بزنم تو کمر 

دوست دارم برم چین و در مورد بودا واسشون یه سخنرانی هایی بکنم که چشماشون گرد بشه 

دوست دارم برم استرالیا و یه کوالا رو وقتی از درخت آویزونه قلقلک بدم

دوست دارم برم ونیز و تو یه قایق تفریحی لم بدم و تمام شهر رو بگردم ( ترجیحاْ قایقران برام آواز هم بخونه )

دوست دارم برم نیوزلند و یک هفته تو طبیعتش گم بشم ...

و خیلی جاهای دیگه ... ولی فکر کنم دیگه ۳ ماه همینجاها تموم بشه و من تو همون طبیعت دار فانی رو وداع بگم که همینشم عشقه

پ.ن ۱ : میخوام همه این جاها ستاره ام هم کنارم باشه   
پ.ن ۲ : امیدوارم همتون اینقدر عمر کنین که فرصت داشته باشین به دلتون هم برسین

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم دی 1387ساعت 20:0  توسط ALADDIN جون | 

گویند که دوزخی بود عاشــق و مست
قولیست خلاف ، دل در آن نتوان بست

گــر عاشــق و می خـواره به دوزخ باشـد
فردا ببینی که بهشت همچون کف دست

ای مفتــی شهـــر از تــو بیــدار تریم
با این همه مستی ز تو هشیار تریم

تو خون کسان نوشی و ما خون رزان
انصــاف بــده کــدام خون خـوار تــریم

گویند کسان ، بهشت با حور خوشست
من می گویم کــه آب انگور خــوشسـت

این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار
که آواز دهل شنیدن از دور خوشست

این می چه حرامیست که عالم همه زان می جوشند
یـک دســـــتــه به نابـــــودی نـامـــــــش کـــــــوشـنــد

آنـان که بر عاشـقان حـرامش کردند
خود خلوت از آن پیاله ها می نوشند

آن عاشق دیوانه که این خمار مستی را ساخت
مـعـشـوق و شـراب و می پــرستـی را سـاخـت

بــی شک قـــدحی شـــراب نوشــیـد و از آن
سر مست شد این جهان هستی را ساخت

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 17:5  توسط ALADDIN جون | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
ALADDIN

ديدني ها
شهر مرموز
Modern Talking Lyrics
لغت نامه دهخدا
تحویل گل در تمام کشور ها
ART of AD
بهترین عکس های رویترز
موضوع انشاء : صبر و پایداری
!USA! USA
OttO 17
شكلات = عشق
آرشیو ديدني ها
نوشته های پیشین
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
دوستان
من در twitter
ALADDIN photos
BANZAN
RapGame
Shabgard
حرفهای یک نفر
ایـن نـیـز بگذرد
تـنهای دیـوانه
وب کوچولـو
به سوی تباهی
عمو نصير
وبلاگ صورتی
دختر آریـایی
My View
آرش جون
پاك كن
آوا
بانو SoO
 

 RSS

POWERED BY
ALADDIN

ALADDIN Chat Room
Enter Chat