![]() |
![]() |
|
| only GOD will JUDGE me |
|
هیچ وقت دخالت در امور سیاسی رو به صورت علنی نمی پسندم و از اظهار نظر در امور سیاسی هم اصلاْ خوشم نمیاد چون کار کاملاْ بچه گانه ای هست ، ولی چون تو جو انتخابات هستیم مختصری به صورت کلی مینویسم ، این روزها و بهتر بگم "شبها" شاهد شور عجیبی هستیم ( البته اگه بشه اسمش رو شور گذاشت ) دختر ها و پسر هایی رو می بینیم که وقت خود را تا پاسی از شب به فعالیت های مختلف به اصطلاح مربوط به انتخابات می گذرانند ، فعالیت هایی که شاید عمده ی آن چرخ زدن در خیابان ها و انجام اعمالی است که نظیر این اعمال را فقط در کارناوال ها می توان شاهد بود ، و بیشتر توسط افرادی که شاید از کوچکترین اصول سیاست کشور هم آگاهی ندارند و تا کمتر از یک هفته دیگه کسی حتی به چشم یک فعال سیاسی هم به آنها نگاه نخواهد کرد ، ابن چند روز با انرژی خاصی مشغول تخلیه خود هستند ، از جنبه جامعه شناسی ۹۰٪ این اشخاص اصولاْ اینکه چه کسی اصلح تر هست برایشان تفاوتی ندارد و از این ۹۰٪ تقریباْ همشون بر خلاف این موضوع فکر میکنند یعنی تصور میکنند که برایشان زمین تا آسمان تفاوت دارد ، حال آنکه اگر سه ماه قبل از برخی از این طرفداران داغ در مورد گذشته و بیوگرافی کاندیدای مورد نظرش سوال میکردی مثل ابولهول فقط بهت نگاه میکرد ، این افراد از نظر جامعه شناسی افرادی هستند که به خاطر تخلیه روانی و ارضای محدودیت های اجتماعی و خانوادگی مستعد غوطه ور شدن توی جریانات مختلف هستند ، و نقش سیاهی لشکر رو به خوبی بازی میکنند ، از لحاظ سیاسی این افراد یکی ار مهم ترین و در عین حال پست ترین افراد قابل استفاده در جریانات سیاسی می باشند ، سیاهی لشکر هایی که با کمترین چشم داشت بهترین استفاده را می شود از آنها کرد و در عین حال وقتی نیازی به آنها نباشد می توان به راحتی آنها را رها کرد و در هنگام نیاز بعدی چوپانی جدید در سوت خود میدمد و این گله ها دوباره جمع خواهند شد ، باور کنید بر خلاف تفکر خودشان ، زیاد برایشان تفاوت ندارد که چوپان جدید واقعاْ کیست و آنها را به کدامین سو می برد ، و این سناریوی بیشتر جریانات سیاسی در کشور های مختلف جهان است . غرض از این نوشته این نیست که جریانات اخیر رو زیر سوال ببرم ، بر عکس من از اون دسته آدم هایی هستم که بدون اینکه تظاهر کنم یا دخالتی در سیاست کنم هر کاری از دستم بر بیاد برای تحقق اهداف نظام و کشورم انجام میدم ، نکته اینجاست که بیاییم بدون تفکرات احمقانه و بچه گانه سعی کنیم نقشی اثر گذار در پیشبرد آینده مملکت ایفا کنیم ، نه اینکه تبدیل بشیم به ابزاری تبلیغاتی برای چند هفته ، کاندیداهای این دوره ، همه از فرزندان خوب ایران هستند که هر کدام در مقطعی از زمان خدمات ارزنده ای به نظام و مملکت انجام داده اند ، امیدوارم که با تفکر ، انتخاب خودتون رو انجام بدین و هر کس انتخاب شد چه منتخب شما باشد چه نباشد ، شما خودتون به شخصه سعی کنید در تحقق اهداف کشور تاثیر گذار باشید ، اهدافی که در زندگی مردم کشور تاثیر مثبت داشته باشند ، و فراموش نکنید خدمت به خلق از نیکو ترین اعمال است ، این گونه است که تبدیل به انسان بزرگی خواهید شد .
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 11:39 توسط ALADDIN جون |
|
دختر كوچولو از پدرش پرسيد :اگر كوسه ها آدم بودند با ماهی های كوچولو مهربانتر ميشدند؟ پدر گفت : البته! اگر كوسه ها آدم بودند توی دريا برای ماهی ها جعبه های محكمی می ساختند همه جور خوراكی توی آن می گذاشتند مواظب بودند كه هميشه پر آب باشد هوای بهداشت ماهی های كوچولو را هم داشتند برای آنكه هيچ وقت دل ماهی كوچولو ها نگيرد گاهگاه مهمانی های بزرگ بر پا ميكردند چون كه : گوشت ماهی های شاد از ماهی های دلگير لذيذتر است براي ماهی ها مدرسه می ساختند ، و به آنها ياد ميدادند كه چه جوری به طرف دهان كوسه ها شنا كنند درس اصلی ماهی ها اخلاق بود ، به آنها می قبولاندند كه زيباترين و باشكوه ترين كار برای يک ماهی اين است كه خودش را در نهايت خوشوقتی تقديم يک كوسه كند به ماهی كوچولو ها ياد ميدادند كه چطور به كوسه ها معتقد باشند و چه جوری خود را برای يک آينده زيبا مهيا كنند آينده ای كه فقط از راه اطاعت به دست می آيد اگر كوسه ها آدم بودند ، در قلمروشان البته هنر هم وجود داشت از دندان كوسه تصاوير زيبا و رنگارنگی می كشيدند ته دريا نمايشنامه ای روی صحنه مياوردند كه در آن ماهی كوچولو های قهرمان شاد و شنگول به دهان كوسه ها شيرجه ميروند همراه نمايش آهنگهای محسور كننده ای هم مينواختند كه بی اختيار ماهيهای كوچولو را به طرف دهان كوسه ها ميكشاند در آنجا بی ترديد مذهبی هم وجود داشت كه به ماهی ها می آموخت : " زندگی واقعی در شکم کوسه ها آغاز می شود " |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 9:13 توسط ALADDIN جون |
|
|
سیاستمدار: کسی است که می تواند به شما بگوید به جهنم بروید منتها به نحوی می گوید که شما برای این سفر لحظه شماری می کنید. مشاور: کسی است که ساعت شما را از دستتان باز می کند و بعد به شما می گوید ساعت چند است. حسابدار: کسی است که قیمت هر چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را نمی داند. بانکدار: کسی است که وقتی هوا آفتابی است چترش را به شما قرض می دهد و درست تا باران شروع می شود آن را می خواهد. اقتصاددان: کسی است که فردا خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز پیش بینی کرده بوده امروز اتفاق نیفتاده است. روزنامه نگار: کسی است که 50 درصد از وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند می گذرد و بقیه 50 درصد وقتش به صحبت کردن در مورد چیزهایی که نمی داند. ریاضیدان: مرد کوری است که در یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهی می گردد که آنجا نیست. هنرمند مدرن: کسی است که رنگ را بر روی بوم می پاشد و با پارچه ای آن را بهم می زند و سپس پارچه را می فروشد. فیلسوف: کسی است که برای عده ای که خوابند حرف می زند. روانشناس: کسی است که از شما پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد که همسرتان مجانی از شما می پرسد. جامعه شناس: کسی است که وقتی ماشین خوشگلی از خیابان رد می شود و همه مردم به آن نگاه می کنند، او به مردم نگاه می کند. ALADDIN : کسی است که مشکلی که از وجودش بی خبر بودید را به روشی که نمی فهمید حل میکند. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 12:31 توسط ALADDIN جون |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| ALADDIN |
|
| ديدني ها |
|
شهر مرموز Modern Talking Lyrics لغت نامه دهخدا تحویل گل در تمام کشور ها ART of AD بهترین عکس های رویترز موضوع انشاء : صبر و پایداری !USA! USA OttO 17 شكلات = عشق آرشیو ديدني ها |
| دوستان |
|
من در twitter ALADDIN photos BANZAN RapGame Shabgard حرفهای یک نفر ایـن نـیـز بگذرد تـنهای دیـوانه وب کوچولـو به سوی تباهی عمو نصير وبلاگ صورتی دختر آریـایی My View آرش جون پاك كن آوا بانو SoO |
|
RSS
|